X

نمایش خبر

تاسوعا و عاشورا


یادم زوفای اشجع الناس اید
وز چشم ترم سوده ی الماس اید
اید به جهان اگر اگر حسین دگری
هیهات  برادری   چو  عباس   اید

ای قدوقامت تو معنی قدقامت من    ایکه الهام عبادت زوجودت گیرم
کربلا کعبه عشق است منم دراحرام      شددراین قبله عشاق دوتاتقسیرم
دست من خوردبه ابی که نصیب تو نشد    چشم من دیددراین اب روان تصویرم
باید این دیده ودستها بدهم قربانی        تاکه تکمیل شود حج من وتقدیرم

در کلاس عاشقی عباس غوغا می کنددر دل هر عاشقی عباس مأوا می کندهر کسی خواهد رود در مکتب عشق حسین ثبت نامش را فقط عباس امضاء می کند

دلم مست و لبم مست و سرم مست
بخون ای دل که صبرم رفته از دست
بخون ای دل محرم اومد از راه
بخون اجر تو با عباس بی دست

دامن علقمه و باغ گل یاس یکی است
قمر هاشمیان بین همه ناس یکی است
سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب
نام زیبای اباصالح و عباس یکی است

عباس یعنی ذکر طوفانی مهدی
عباس آوای غزل خوانی مهدی
درک محرم کرده ای دانی چه گویم
عباس یعنی اوج مهمانی مهدی

کربلا لبریز عطر یاس شد . نوبت جانبازی عباس شد

دانی از چه رو گاه گاه آید زلزله
چون زمین هم میکند با نام زینب هلهله
دانی از چه رو گاه گاه توفان میشود
صحنه جنگیدن عباس اکران میشود

ایمان ووفا سایه ی بالای تو بود ایثار علی (ع)نقش به سیمای تو بودگر لب نزدی به اب دریا عباس(ع)  دریای ادب میان لبهای تو بود

عباس لوای هفت افراشته است
وین راز به خون خویش بنگاشته است
او پرچم انقلاب عاشورا را
با دست بریده اش بپا داشته است

با خدا عباس وقتی دست داد . . . هر دو دست خویش را از دست داد

آهای عطر گل یاس آهای خدای احساس – تموم زندگیم فدای یک نگاه عباس

دلم مست و لبم مست و سرم مست
بخون ای دل که صبرم رفته از دست
بخون ای دل محرم اومد از راه
بخون اجر تو با عباس بی دست

دامن علقمه و باغ گل یاس یکی است
قمر هاشمیان بین همه ناس یکی است
سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب
نام زیبای اباصالح و عباس یکی است

دریا تمام سوز لبش را به آب داد
صحرا به تشنگان قدح آفتاب داد
مردی سوار اسب بهب دیا سلام کرد
باران نیزه بود که او ار جواب داد

همچو باران که شبی شعله به دریا زده است
لشکر دشمن از اندام …. جا زده است

شعر در وصف حضرت ابولفضل (ع)
همچو شیری است که از بیشه به دور افتاده
همچو مردی که به پاهاش غرور افتاده
شان قرآن زده از روی غرض میخواند
این پسر کیست که این گونه رجز میخواند
از در و پنجره آوازه ی غم میریزد
تن عصیان زده خاک به هم میریزد
پشت در پشت زمین از هیجان می لرزد
زیر پاهای پسر کل جهان می لرزد
پسر از بهت تماشای پدر آمده است
نیزه برداشته و جای پدر آمده است
آسمان را به تحیر زده از رد خودش
همچو سیبی به دو نیم آمده از جد خودش
نیزه برداشته دنبال سپر می گردد
می رود تا وسط دشمن و بر می گردد
نیزه برداشت که درسی به سیاهی بدهد
بنویسند که تاریخ گواهی بدهد
فکر شولا و ردا و سر عمامه نبود
نیزه برداشت ولی فکر امان نامه نبود
شاه در خیمه دو بازوی سپر را بوسید
همچو مولا که گلوگاه پدر را بوسید
همچو باران که شبی شعله به دریا زده است
لشکر دشمن از اندام …. جا زده است
همچو شیری است که از بیشه به دور افتاده
همچو مردی که به پاهاش غرور افتاده
شان قرآن زده از روی غرض میخواند
این پسر کیست که این گونه رجز میخواند
از در و پنجره آوازه ی غم میریزد
تن عصیان زده خاک به هم میریزد
پشت در پشت زمین از هیجان می لرزد
زیر پاهای پسر کل جهان می لرزد
پسر از بهت تماشای پدر آمده است
نیزه برداشته و جای پدر آمده است
آسمان را به تحیر زده از رد خودش
همچو سیبی به دو نیم آمده از جد خودش
نیزه برداشته دنبال سپر می گردد
می رود تا وسط دشمن و بر می گردد
نیزه برداشت که درسی به سیاهی بدهد
بنویسند که تاریخ گواهی بدهد
فکر شولا و ردا و سر عمامه نبود
نیزه برداشت ولی فکر امان نامه نبود
شاه در خیمه دو بازوی سپر را بوسید
همچو مولا که گلوگاه پدر را بوسید

......

هر قدم قافله سوی خزان میرود /  مشک به مهمانی تیر و کمان میرود . . .


اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد
دل را حرم و بارگه خون خدا کرد

السلام علیک یا أباعبدالله
وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیکم منی جمیعا
سلام الله أبدا مابقیت وبقی اللیل والنهار
ولاجعله الله آخر العهد منی لزیارتکم
السلام علی الحسین
وعلى علی بن الحسین
وعلى أولاد الحسین
وعلى أصحاب الحسین

منم نواده ی هاجر که پیش چشم ترم / به مذبح آمده این بار هر دو تا پسرم . . .

دو تا کبوتر من قابل ضریح تو نیست / اگر به خاک می افتند هم فدای حرم . . .

بر من لباس نوکری‌ام را کفن کنید / نوکر بهشت هم برود باز نوکر است . . .

به یاد داغ بانو، دلشکسته / محرم می روم دنبال دسته . . .

علم بر دوش مردان جوان است / علی اصغر امیر کودکان . . .

چشمی که در بهشت تو گریان نمی شود / باید حواله داد به دست جهنمش . . .

هر که غمت را خرید، عشرت عالم فروخت / با خبران غمت بی خبر از عالمند . . .

گشت چو در کربلا، رایت عشقت بلند / خیل ملک در رکوع پیش لوایت خمند . . .

به روی گونه ی گل رد پای شبنم ها / غمت به خاک رسانده است گُرده های غم ها . . .

ولحظه لحظه های این روزها عزادارند / دویده در رگشان خونی از محرم ها . . .

رسوائی امیه، قتل رقیه شد / این طفل به جمله عشاق رهبر است
دلم میخواد که توی هر دو عالم / سینه زن محرم تو باشم . . .

یه دختری گوشه ویروونه نشسته / رفته تو فکر باباشو و چشاشو بسته

مهمانم و بسترم زمین است / عطشانم و قلبم آتشین است
دشمن همه سوی در کمین است / من عاشقم و گناهم این است

دلم گردیده در بحر غمت غرق / مَنِه بین منو فرزند خود فرق
اگر عیبم بود کم سن و سالی / چرا پس گاهواره گشته خالی؟!


خنده کنان می رود روز جزا در بهشت / هر که به دنیا کند گریه برای حسین

فرموده است حضرت صادق هر آنکسی / گریان جدّ ما شده با من برادر است
در حج و در عبادت و در سجده‌های شب / گریه کن حسین شریک پیمبر است . . .

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است ، بیراهه نرو ساده ترین راه حسین است
از مردم گمراه جهان راه مجویید ، نزدیکترین راه به الله حسین است . . .

علی یک دسته گل از یاس آورد / زطوبی شاخه ی احساس آورد
میان باغی از گل های زهرا / خوشا ام البنین عباس آورد . . .

شبای جمعه زهرا زائر این زمینه
سینه زن حسینه ، یل ام البنینه

جانم فدای نام زیبایت، ابوالفضل
قربان زخم چشم بینایت، ابولفضل
گر من به چای القمه بودم، زِ حسرت
هر آن بخشکیدم برآن روزت ابولفضل
تاسوعا روز قمر بنی هاشم تسلیت باد

نام علمدار سپه آید به گوشم
انگار من عمری به او حلقه به گوشم
جانم بلرزد هر می گوید «ابوالفضل»
سرّی ست خود بنهاده در اعماق گوشم
ایام سوگواری تسلیت باد

نام معشوق مبر نزد من از عشق مگو
عشق دیریست که در پیچ و خم عباس است
هر چه داریم همه از کرَم عباس است
خلقت جنت حق لطف کرم عباس است

یا ابوالفضل :
آموخته ایم از تو وفاداری را
خون تو نوشت معنی یاری را
ای کاش که آب کربلا می آموخت
آن روز زچشمت آبرو داری را

 

 

 

[MYDNNCREATEDATEPERSIANDAYNAME] 24 [MYDNNCREATEDATEPERSIANMONTHNAME] [MYDNNCREATEDATEPERSIANYEAR]